X
تبلیغات
رایتل

بوی ریحان در باغ پیچید ...

دست نوشته های ای لــــــــــیا

دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 ساعت 12:04

1385


کارگاه دوتا توالت داشت یکی برای بچه های دفتر فنی و سرپرست کارگاه که سرجمع هفت هشت نفر بودن و قفل هم داشت و یکی هم برای بقیه کارگرا که حدود هشتاد نفر بودن. تو فیلم "هایدن فیگور" کوین کاستنر رفت زد تابلوی توالت رنگین‌پوستان رو کشید پائین و گفت بعد از این تو ناسا توالت جدا نداریم. خلاصه جو مارو هم گرفت و گفتیم توالت بچه های فنی هم باید درش باز باشه و همه بتونن از هردوتا توالت استفاده کنن. کارگرا خوشحال شدن کلی خداپدرتو بیامرزه گفتن و همه چیز شد شبیه بوی گل سوسن و یاسمن و فلان! این اقدام انقلابی و پوپولیستی ما یکباره درصد محبوبیت مارو افزایش داد. یه مدت بر وفق مراد بود همه چی تا اینکه یواش یواش آثار تصمیم هیاتی ما برملا شد. هردوتا توالت شبیه هم شدن. کثیفِ کثیف. یه روز یکی از بچه های فنی اومد گفت مهندس بیا ببین چه خبره. رفتیم توالت و دیدیم یکی از کارگرا آثار گل سوسن و یاسمنشو پاک نکرده. یه کپه همونجا ول کرده بود رفته بود. دو سه بار دیگه هم رخ داد و سرآخر مجاب شدم که گاهی سیستم طبقاتی چیز بدی هم نیست. دوباره توالتو قفل کردیم و گفتیم موسی به دین خود عیسی به دین خود.


+ از میان همینطوری های روزانه


برچسب‌ها: همینطوری ها
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :